Tuesday, December 18, 2012

!آرزو کن آن اتفاق قشنگ بیفتد


آرزو کن آن اتفاق قشنگ بیفتد "
 رویا ببارد 
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطر ما
"!...ما که کاری نکرده ایم

Sunday, November 25, 2012


زندگی جیره مختصریست، مثل یک فنجان چای"
و کنارش عشق است، مثل یک حبه قند
"زندگی را با عشق، نوش جان باید کرد

Sunday, November 11, 2012

!ماندگارترین من


کیستی که من "
این گونه به جد
در رویاهای خویش
"با تو درنگ می کنم؟

Tuesday, October 16, 2012

!گیسو



در راه بازگشت به شهر موهایم را از ته ماشین کردم، دلم می خواست چیزی از وجودم را بکنم بریزم دور، یک جور انتقام آیینی "

" ما زن ها رسم خوبی داریم، زمانه که سخت می گیرد، شروع می کنیم به کوتاه کردن، ناخن ها، موها، حرف ها، رابطه ها

!سرزمین من



خدا كند انگورها برسند"
جهان مست شود 
تلوتلو بخورند خیابان‌ها 
به شانه‌ی هم بزنند 
رئیس‌جمهورها و گداها 

مرزها مست شوند 
و محمّد علی بعد از 17 سال مادرش را ببیند 
و آمنه بعد از 17 سال، كودكش را لمس كند

خدا كند انگورها برسند 
آمو زیباترین پسرانش را بالا بیاورد 
هندوكش دخترانش را آزاد كند

برای لحظه‌ای 
تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را 
كاردها یادشان برود 
بریدن را 
قلم‌ها آتش را 
آتش‌بس بنویسند

خدا كند كوهها به هم برسند 
دریا چنگ بزند به آسمان 
ماهش را بدزدد 
به میخانه‌ شوند پلنگ‌ها با آهوها

خدا كند مستی به اشیاء سرایت كند 
پنجره‌‌ها 
دیوارها را بشكنند 
و 
تو 
همچنانكه یارت را تنگ می‌بوسی 
مرا نیز به یاد بیاوری

محبوب من 
محبوب دور افتاده‌ی من 
با من بزن پیاله‌ای دیگر 
"به سلامتی باغ‌های معلق انگور

Tuesday, July 31, 2012

True Love!


"You find the essence of life in the eyes and souls of the people who truly love you."

Thursday, May 31, 2012

هیئت پرشکوه انسان


من به هیئت ما زاده شدم ..."
به هیئت پرشکوه انسان
تا در بهار گیاه به تماشای رنگین‌کمان پروانه بنشینم
غرورکوه را دریابم و هیبت دریا را بشنوم
تا شریطه‌ی خود را بشناسم و جهان را به قدر همت و فرصت خویش معنا دهم
که کارِستانی از این دست
از توان درخت و پرنده و صخره و آبشار
.بیرون است
:انسان زاده شدن تجسّد ِ وظیفه بود
توان دوست داشتن و دوست داشته شدن
توان شنفتن
توان دیدن و گفتن
توان اندُه‌گین و شادمان شدن
توان خندیدن به وسعت دل، توان گریستن از سُویدای جان
توان گردن به غرور برافراشتن در ارتفاع شکوه‌ناک فروتنی
 توان جلیل به دوش بردن بار امانت
و توان غمناک تحمل تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی عریان
انسان
"...دشواری وظیفه است


Wednesday, May 9, 2012

!صدا کن مرا


 ،صدا کن مرا "
،صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
.که در انتهای صمیمت حزن می روید
در ابعاد این عصر خاموش
،من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم
 بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
،و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد
...و خاصیت عشق این است
،در این عصر معراج پولاد
،مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات
  اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا
"...و من در طلوع گل یاسی از پشت انگشت های تو بیدار خواهم شد



Monday, April 9, 2012

مستانه


من عاشقانه دوستش دارم"
و او عاقلانه طردم می کند
"منطق او حتی از حماقت من هم احمقانه تر است

Monday, March 5, 2012

!خداحافظ

می نویسم
برای تو که درونم را به نظاره می نشینی
،من از دهلیزهای رابطه می گذرم
و عمیق ترین ابعاد وجودم
.که آواز تو را عربده می کشد
من آوایت را دوست دارم
و عشقی که نهان می داری
و شعری که دریغ می داری
منتظری تا گرگهای رابطه
زوزه خونین بریدن گلوگاه عشق را سر دهند
تا از تقدیر خود خواسته ای
،وجدان بیدارت راضی گردد
و در سوگ تدفین عشق جاودانه ات
.به تو تبریک بگوید
من می روم
و این بار
نه سالی از نگین مشکی می گذرد
نه صدایی که برگردد
نه کلکی که بنویسد
من می روم به شادباش عشقی برتر
!و ستایش لحظه هایی ناب تر