Wednesday, July 6, 2016

نوبت عاشقی


چون نوبت عاشقی رسیده باشد
بی آنکه تو آماده شده باشی
یا به سپیدار بلوغ تکیه زده باشی
و بر بلندای غرور قد کشیده باشی
بر سیال نا آشکار تو می پیچد
 آنگاه صدای واژه ها
بر شیارهای پر پیچ و خم ذهن طنین می اندازد
و عقل، عقل سلیم
با کوبه های خشک و منطقی اش
حس منعطف عشق را
منجمد می سازد

!مرا بخوان
!ای مهر بر دل نوش داده
!ای بی قراری مستور در نگاه آرامم
!ای راز پنهان شده در واژه هایم
!مرا بگریز
که گزیری مرا نبود که برگزینم
و چون با باد همراه شوم
تو پرواز من باشی
و چون در آتش شوم
تو اشتیاق من باشی
و چون در آب رها شوم 
تو انعکاس من باشی
و چون به باده مست شوم
تو خود من باشی
آرام، سنگین، صبور
!مرا بخوان