Friday, October 25, 2013

Gift



"It always looks darkest right before victory. But the importance is to know if you are headed for victory or defeat."

Sunday, October 20, 2013

Tranquil


!رفتن


لحظه ترک گفتن
دلم ترک بر می دارد
آیا بازگشت به موطن مشرقی
!مرا به مغرب دور دستهایم نمی برد؟
مفهوم مبهم لحظات گیجم می کند
نزدیک است روی روشن ترین گامم
!در یک تاریکی بی ستاره گم شوم

Monday, October 14, 2013

زمرد


گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد"
"از برق این زمرد هی دفع اژدها کن

Monday, September 16, 2013

برای تو، برای همین لحظه


در شبهایم
چشمان براق سیاهیست
که نگاهم را به حسی عمیق گره می زند
به حظ لحظه های نشستن و گفتن
به راه بادیه باده زدن
و لمس مردانگی دستانت
می خواهمت
برای همین لحظه
همین فکر
همین لبخندی که روی صورتم می افتد
همین عشقی که می بخشی
با تو ام
از من دیگر نپرس
تمام حس زنانه ام برای تو

Tuesday, July 2, 2013

هدیه


 آغاز هر چیز، روزی نو یا کاری تازه با هدیه ای دلنشین صد چندان زیباست. این هدیه گاه کلامی است از ناکجا آباد ذهن یک"
غریبه و یا غریبه ایست که گاه تا مرز آشنایی گام بر می دارد. تمامی توان کائنات با توست آنگاه که با چشمانی نافذ گام بر می داری و چنان می نگری که گویی دنیا در زیر گامهای توست." ن

Monday, June 24, 2013

بلوغ


تو خوب باش
بگذار دلت مأمنی برای عشقشان باشد
و دستهایت آغوشی برای دلخستگی هاشان
بگذار چشمهایت لبخندی به اشکهای بی امانشان بدهد
و دلتنگیهای هرروزه شان در گهواره عشق تو به خواب رود
که تو می توانی بیش ببخشی
و معصومیتت را نثار بی پناهیشان کنی
تو بمان
بی هیچ توقعی
!ساده و صبور



Sunday, June 9, 2013

!اندرین منزل ویرانه نشیمن چه کنم



معصوم بودن دو احساس متضاد به تو می دهد، گاه احساس پوچی و ناتوانی می کنی، درست مثل خرگوشی تنها در میان یک عالم"
گرگ، اما گاهی هم احساس می کنی با همه این شقاوتها چقدر خوب پاک مانده ای، بعد از خودت راضی می شوی که به زیبایی  جهان افزوده ای" ؛ 

Sunday, April 7, 2013

!از من سالی دگر


!جفت سه
از من سالی دگر به سوگند نسیان
به توبه بی بدیل عصیان
به جستجوی ضمادی بر زمین
به لمحه نمادین آتشین
به جامهای نگرفته
بوسه های نبوییده
به شرم گونه های سرخ باکرگی
جامه ای بر تن زنانگی
!از من سالی دگر